تا به اینجا که رسیده ام ، صدبار زمین خورده و هزار بار بلند شده ام ، از بلندترین قله های زندگی افتاده ام ، دوام آورده و ادامه داده ام ... چه دیوارها که فرو نریخته و چه پل ها که خراب نکرده ام ... برای من حالتِ بدتری وجود ندارد !می بوسم دست آدم هایی را که وارد زندگی ام شدند تا به لطفِ ضربه هایی که به پیکره ی اعتمادم زدند مرا پخته و آب دیده کنند .که ماندند تا به من ثابت کنند ؛ جایِ احساس ، یک گوشه ی دنج و دست نیافتنی است نه در معرضِ دیدِ آدم ها !و جواب هر سلامی را نباید داد ،و حرمتِ هیچ وداعی را نباید شکست !و به هر نگاه و کلام شیرینی نباید دل بست !جایی که من ایستاده ام ، حالتِ بدتری وجود ندارد !برایم فرقی نمی کند !دارم در کمالِ بی خیالی و آرامش ، زندگی ام را می کنم ...🍃
نرو من پسر خالم اومد خواستگاری جواب منفی دادیم بعد چند سال من عید رفتم خونشون خالم به همه پیش دستی داد له من نداد بعد همه دیدن گفتن به فلانی بشقاب بیار گفت عا حواسم نشده ولی عمدی بود کارش کثافت منم دیگه خونشون نرفتم الان ۱۳ سال میگذره اما پسر خالم خودش خوبه با شوهرم دوست باهاش احوال پرسی دارم