تو ساختمون ما کسی نبود خالی بود
اون آدم سمی تموم شد خیلی وقته برای من مرده اصلا نمیخوام بدونم همچین موجوداتی رو زمین هستن
درسته دوری از بچه هام سخته ولی من مطمئنم روزای خوب میان و همه چیز به وقتش درست میشه
وقتی اونجا بودم حالم خیلی بد بود همش گریه میکردم بچه هام پر از استرس بودن خودم عصبی بودم همیشه میگفتم خدایا منو نه ولی بچه هام و از وضع نجات بده مرگ منو بده این بچه ها گناه دارن مادر سالم میخوان