2789
یبار خانواده شوهرم با خانواده دعوتم کردن خونشون مادرشوهرم داشت به بابام میگفت بفرمایین میوه فکر کردم ...

وایی اون لحظه دلت میخاد زمین دهن واکنه بری توش🤦‍♀️😂😂

واییی🤣🤣🤣🤣 منم ی بار قرار بود از ی نفر ی پلاستیک میوه بگیرم همون لحظه ی بنده خدایی زنگ زد بعد به ...

😂😂😂


آجیمم یه بار قهر کرده بود وسط پیاده رو سرش پاین بود داشت راه می‌رفت بعد خورد تو دیوار همه کسایی که اونجا بودن قیافه هاشون دیدن داشت😂😂

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز