2821
2789
عنوان

سوتییییی خفن

65 بازدید | 4 پست

امروز خونه پدر شوهرم بودیم خیلییی شلوغ شد یدفعه بعد من تو آشپزخونه بودم خواهر شوهرم اومد گفت رویا (دختر برادر شوهرم که تقریبا همسن خودمه)اومده مستقیم رفته تو اتاق روش نشده بیاد پذیرایی پیش مهمونا منم رفتم که غافلگیرش کنم دیدم برق یکی از اتاقا روشنه درش هم بسته اس رفتم پشت در یهوییی در اتاق رو باز کردم پریدم تو گفتم پخخخخخخخخخ آقایهویی دیدم شوهر خواهر شوهرمه داره لباس عوض میکنه یعنییی ذوب شدم سریع معذرت خواهی کردم  لپام سرخ شد سریع پریدم تو اتاق بغلی دیدم رویا اونجاست بعد بیچاره اومده تو اتاق تند تند معذرت خواهی میکرد آقا تا از اتاق رفت بیرون به خواهر شوهرم گفته بود دیدم خواهر شوهرم اومد اتاق کررر کررر میخندید ،😂😂👎👎من که داشتم غش میکردم دستام یخ شده بود آخه چرا مث آدم نرفتم تو

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز