خواهر شوهرم خیلی گرم میشدم مینشستم خوش و بش و گررررم پچ پچ
بی خبر از انکه این هر چی بهش میگم پشت سرم به بد ترین نحو میگشون و باعث خیلی از مشکلات و بی حرمتی ها بین من و خانواده شوهرم میشد
الان باهاش خیلی رسمی و سرد شدم.از دور ک میبینمش رفتارش یکم نرمال نیست یکم خنگه انگار !
براش ناراحتم !
البته برای خودم بیشتر! کچرا متوحه نشدم و هر کسی رو محرم رازم کردم چرا از این ادم باید آسیب ببینم چرا دوسال گذشت و الان متوجه شدم یه ور هم خوشحالم که مشکل کارمو پیدا کردم و آرامش و حرمتم برگشت سر جاش
بماند به یادگار از عید ۱۴۰۲