ببینید من اصلا اعتماد به نفس ندارم خب؟ خودشیفته و این چرت و پرتا هم نیستم که الان بیاید بگید چقد اعتماد به نفس داری عنوانم اونطوری زدم که بیاید...
امروز رفتع بودیم خرید من ارایش کرده بودم و تیپ زده بودم البتع جلف نه من هیچ وقت لباس جلف و باز نمیپوشم بلندم بود !
ولی قسم میخورم با خالم رفتم کلی پسر و مرد بهم پیشنهاد دادن فروشنده ها کلی نخ میدادن 😐
بعد من عذاب وجدان گرفتم رفتم ارایشمو پاک کردم موهامو گذاشتم تو چون عقدم دلم نمیخاس باعث اینا بشم
به خدا از خودم تعریف نمیکنم
من بر شوهرم میمیرم جونمو براش میدم به خدا😔ولی اون اصلت اصلا به خودش نمیرسه دلم خیلی گرفته خجالت میکشم تو خیابون کنارش وایسم😔به خدا دلم نمیخاد این حرفا رو بزنم چند سال تا فکرشو کردم زدم تو دهن خودم و خودمو فحش دادم به خودم اجازه فکر کردن ندادم ولی امروز ده تومن داده چرتتتتت و پرت خریده🙂دیگ تحملم سراومد گریه کردم اونطوری هم که من میگم نمیپوشه منم نمیخام دلشو بشکنم نمیتونم بگم....
داداشش خیلی خیلی خیلی زشت بوده الان بیای ببینی چیشدع؟؟؟چون با سلیقه زنش لباس میپوشه به خودش میرسه
منم دل دارم خب😔😔😔انقد ناراحتم دلم میخاد بمیرم عاشقشم ولی اخه چرا حقم این نیس به خدا
هرروز داره چاق و چاق و چاقتر میشه بعد خودشم اذیت میشه میبینم اینطوریه دلم میسوزه هی ازش تعریف میکنم میگم چاق نیستی از شکمش بدش میاد شکمشو بوس میکنم میگم دوست دارم اشکال نداره فدای سرت من اینطوری دوست دارم ولی دارم اذیت میشم میدونم خیلی بدم ولی چیکارررر کنم