خیلی دلم گرفته من از شهر مامانم اینا تقریبا یه ساعت دورم
بعد پسر خالم چهار ماه پیش ازدواج کرد البته فقط عقد ساده نه عروسی و جشن بعد خواهرشم ده روز پیش عروسیش بود
ما رسم داریم یا تو مراسم کادومیدیم یا پاگشا میکنیم کادو میدیم یعنی کسی بخواد پاگشا کنه دیگه تو مراسم کادو نمیده
بعد مامانم اینا امسال خیلی دست و بالشون تنگ بود اونام ب بچه های خالم کادو ندادن
خالم خودشم رفته خونه جدید
مامانم چند وقت پیش گفت قصدت چیه گفتم میخام عید برم خونه خاله به عروسش و خونش کادو بدم تو مراسم هم ب دخترش
مامانم گفت من قصد دارم پاگشا کنم عید
تعطیلات عید بیا برو کادو خونشو بده من پاگشا کردم بیا با من کادو بده ب عروسش و دخترش
منم گفتم اشکال نداره
(دامادا سر کارن شوهر منم راننده ماشینه با خودم گفتم یه روز که شوهر من خونس میبینی اونا مرخصی ندارن یا اونا دارن شوهر من خونه نیست بزار منم تو خرج مهمونی کمک مامانم میکنم از لحاظ هزینه کادو هم میدم تعطیلات عید همسرمم خوتس)
الان ب گوشم رسیده گفتن از فلانی ناراحتیم ما به خدش کادو دادیم اون ب بچه های ما نداده چها ماه گذشته...
خیلی ناراحتم من قصد داشتم سنگ تموم بذار براشون هم پدرم دستش تنگه فشار نیاد بهش
بگید اونا حق دارن گله کنن؟کار من اشتباه بوده؟منو مادرم تصمیم داشتیم ۳ فروردین مهمونی بگیریم براشون
خیلی دلم شکسته من که نخواستم کادو ندم اخه