2777
2789
عنوان

مادر

147 بازدید | 8 پست

سلام بچه هاخیلی ناراحتم بیایدبگیدمن چکارکنم تنهادارایی های زندگیم هم ازم بریدن دیگه هیچکس روندارم داستان اینجوری که 

سال تحویل قراربودمامانم ازتهران بیادخونمون بعدازیک سال که اصلانیومده بودفاصله اش باما۸ساعته. امشب باخواهرم ودامادمون وداداشم میان شهرماولی شوهراحمق کثافتم گفت سال تحویل حق نداره بیاداینجااگه بیاد بیرونش میکنم منم به مامانم گفت اونم گفت دیگه پامونمیزارم خونتون خواهرم ودامادمون هم گفتن مانمیایم خیلی ناراحتم تموم کس وکارم ازم بریدن .بخدادلم میخوادبمیرم ازبس خجالت کشیدم 😭

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بخدادیگه دارم دیوونه میشم دل مامانم بدجورشکست همین که گفت باشوق وذوقی میخواستم بیام خونت انگارجیگرم ...

گناه مادرتون): 

به نظرم همسری ک به خانواده ی شما احترام نمیزاره و ناراحتیه شما ناراحتیش نیست فرد درستی برا زندگیتون نمیتونه باشه

عذر خواهم ک اینقد رک حرفمو بیان کردم..


چرا مجبور به اجبار قشنگم؟ این دنیا همینجوریش دردناکه ، با اجبار بودنش ک بدتر میشه! 

خودت که اینقدر کتک از شوهرت میخوری چرا جدا نشدی؟الان به نصیحت کردنم افتادی

اگه میشه یه صلوات برای مادر شدنم بفرستی مرسی♥🥹

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز