سلام بچه هاخیلی ناراحتم بیایدبگیدمن چکارکنم تنهادارایی های زندگیم هم ازم بریدن دیگه هیچکس روندارم داستان اینجوری که
سال تحویل قراربودمامانم ازتهران بیادخونمون بعدازیک سال که اصلانیومده بودفاصله اش باما۸ساعته. امشب باخواهرم ودامادمون وداداشم میان شهرماولی شوهراحمق کثافتم گفت سال تحویل حق نداره بیاداینجااگه بیاد بیرونش میکنم منم به مامانم گفت اونم گفت دیگه پامونمیزارم خونتون خواهرم ودامادمون هم گفتن مانمیایم خیلی ناراحتم تموم کس وکارم ازم بریدن .بخدادلم میخوادبمیرم ازبس خجالت کشیدم 😭