مامانم پیش همه از همسایه تا مغازه دارا بدگویی منو کرده از نگاهاشون
جلوم اونا ازم تعریف میکنه فریبم میده احساسم شک نیس چون چنبار لو رفته مثلا پارسال رقتم خونه مامانم تا رسیدم گقت چقد خوشحاله و چقد خوبی فلان
داداشم مجرده طاقت نیاورد گقت چرا دروع میگی وقتی نیس همش میگی فلان فلانه اشعاله کثافته
جلوش اینچوری میگی
بعد گفت لابد پشت منم همینی مامانم قربون صدقه اش رفت یادم اومد درسته همیشه پشت سر داداشم اسمشو با کلمخ روانی و دیونه همراه میکنه