من شوهرم تا یه هفته اول عید هست بعد میره مسافرت کاری مجبوره بره حالا مامانم اینا گفتن که شاید بریم مسافرت قبل عید بریم تا هفت هشت روز اول عید منم گفتم اگه برید میایم با شوهرم حالا دیدم همسفر مامانم اینا سفرشون رو انداختن پنجم عید به بعد بابامم هم میگفت میزاریم پنجم میریم میای گفتم آره ولی دیگه تنها گفت خو پس چون ماشین ما قدیمیه مال شمارو میبریم منم گفتم باشه مشکلی نیست حالا از یه طرف دلم بود شوهرم هم باشه، از یه طرف میگم اگه بگم میگن برا ماشینه توروخدا راهنمایی کنیدکلا سردرگم شدم
اگه ماشین مال خودته که پس بری هم اشکال نداره دیگه چرا دو دل خودت بهتر میدونی دوس داری بری یا ...
دوس دارم برم اما اول عید باشه خوب ایشون انداختن اواسط عیدبعد از یه طرف هم برا ماشین یه کم ذهنم درگیره میگم فردا پس فردا مادرشوهرم تیکه میندازه آخه پیش اینا زندگی میکنیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.