سلام دوستان شبتون بخیر
من از لحاظ روحی دیگه کم آوردم خیلی خستم
از خوانواده بگیر تا خودم
نمونش مامانم خیلی آدم منفی گراییه من و اون تو یک اتاق میخوابیم صبح ک بیدار میشم یا ظهر کلی حرف منفی و انرژی منفی میده بهم خیلی سختمه بخدا خسته شدم دیگه از دستش
کارم ک چند ماهه میرم دنبال کار یا نیست یا هست میرم میگه زنگ میزنیم هیچ خبری نمیشه من دیپلم انسانی ام دانشکاهم انصراف دادم خیلی اعصابم خورده از همه
مخصوصا عمم اون حتی با اسمشم من بهم میریزم خیلی ازش متنفر شدم بخاطر حرفا و رفتارهای خودش و شوهرش واقعا بعضی وقتا ب خود کشی فکر میکنم چون دیگه نمیدونم چیکار کنم با چه برنامه ای پیش برم من کلی آرزو دارم اما هرکار میکنم نمیتونم بهشون برسم