2777
2789
عنوان

خیلی ترسیدم.

224 بازدید | 5 پست

دوستان ما چند سال پیش یه خونه خریدیم منتها خودمون توش نرفتیم دست مستاجر بود تواین چند سال ۵ تا مستاجر اومد ولی باورتون نمیشه به بدبختی کشیده میشد زندگیشون ما هم از اجاره این خونه هیچی نصیبمون نشد همشم دنبال کارای دادگاه بودیم که بتونیم مستاجر بیرون کنیم حداقل. 

تا اینکه یه خونه پیدا کردیم قرار شد اینو بفدوشیم از قضا داداشم گفت من میخوامش ما هم داشتیم داخلش درست میکردیم دستی سروروش میکشیدیم گفتیم اوکیه و فروختیم بهش بعد کارای تعمیرش تمام شده بود شوهرم رفت امروز چنتا وسیله مونده بود برداره بیاره بعدیهویی تو اتاق خواب چشمش میخوره به یچیزی که توی قرنیز دیوار پنهان بوده میکشدش بیرون مسگه دورش چسب بوده بازش کردم پشت کاغذ نوشته بوده دفن شود اونورشم یه عالمه نوشته بدخط با چنتا علامت نذاشت ازش عکس ندارم.


حالا خیلی غصه میخورخ میگه اگه برادرتم بیاد اینجا زندگیش خراب شه چیکار کنیم 

بچه ها مستاجر آخری به حدی رسید که بچش تصادف کرد سه نفر کشته بود تو تصادف رفت زندان دامادشم تصادف کرد کار این زن گریه بود پیر شده بود تو یک سال



چیکار کنیم حالا با اون دعا چه کنیم هنوز تو خونس

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز