2821
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بله

دختر قشنگم🥰تو همه وجود منی وقتی نگاه اون چشمای مشکی و فندقی جذابت میکنم یه حسی تو دلم به وجود میاد که انگار دنیا تو مشت منه...خداروشکر میکنم که بعد کلی انتظار یه دخمل خشگل و ناااازی مثل تو به من هدیه کرد💜
بی

من خانواده همسرم بالا زندگی می‌کند منم طبقه پایین خیلی اذیتم می‌کنن تو زندگیم دخالت میکن مادر شوهرم هرچیزی بخرم باهام بد میشن یا اذیتم می‌کنن شوهرمم‌ نمیاد بریم خواهر شوهرم فروشم داد اومدم با شوهرم دعوا کردم ‌من این همه خوبی میکنم هرچی بخرم براشون می‌خرم ک اذیت نشم دروغ میزان دهنم دعوا منو شوهرم داد بیداد ک پدر شوهرم آمدند زد تو قرآن ک دخترم ب زنت چیزی نگفته و یهو مادر شوهرم بهم حمله کرد چون وضع مالیشون خوب و عکس تاقیزم میکردن

بله

خیلی اذیت میشدم شوهرم چیزی بزام کم نزاشتع ولی اونا زندگیم زهر کردن و شوهرم هرچی گفتم همش می‌کفت دروغ نگو طرف اونا شد یهو و نفرین من بکاری کرد با پدر شوهرم ک رفت زندان و خلاصه و واقعا داشتم اذیت میشدم از بس میکفتن ما کی هستیم و تو کسی نیستی احساس کردم واقعا بمیرم بهتره و همه جی بهم میکفتن با این م من خیلی خوشگل‌تر از دختراشم مادر شوهرم بدش میاد سر همین همش مسخرم میکن ب مسخره بهم خ ر ا ب میک با این ک خیلی سنگین بودم ب شوهرم گفتم بهم تهمت زن بد میک ولی شوهرم اصلا گوش نداد و کار بدی کردم رفتم با خواستار قبلیم ک خیلی عاشقم بود حرف زذم

خیلی اذیت میشدم شوهرم چیزی بزام کم نزاشتع ولی اونا زندگیم زهر کردن و شوهرم هرچی گفتم همش می‌کفت دروغ ...

و رفتم بیرون باهاش عکس گرفتم ک شوهرم دید و تا حد مرگ کتم زد وبیهوش شدم و یک هفته خونه مادرم بودم ک فهمیدم با کسی رفته شمال دوستاش برده بودنش و با خانم حرف زدم اینم بگم زن خیلی خیلی زشت بود خیلی از من پایین تر بود خیلی و شوهرم گفت برای این ک برم عکس بگیرم اینکار کردم ‌گرفته اون زنیکه خراب حدی نیست ک باهاش باشم خلاصه عکس دیدم و دنیام خراب شد درست اول من کاری کردم 

خیلی اذیتم میکردن مثل یه کلفت همه میکفتن عروست خیلی خوب اونا دیگه شروع میکردن تیکه انداختن ک ن عمل ا ...

واقعا خسته شدم درست من خیانت کردم ولی اونا مقصر بودن اونقدر تو‌ گوشم خوندن البت اینم بگم حرص میخوردن پسرش خیلی برام خرج می‌کرد ماشین خریدم زود رفتن همه طلاهاشون فروختن همون شکل ماشین من خرید خواهر شوهرم الان ک من خیانت کردم نمی‌دونم چیکار کنم دیگ هرچی میکم شوهرم تیکه میندازه واقعا بفرمایید خودکشی هستم

نمی‌دونم شاید😔 ولی خوب جای من باشی ک خدا کنه نباشی مطمئنم میکردی با کارای ک مبکردن آدم از خودش نفرت ...

 تو بجای ثابت کردن دروغاشون بد تر رفتی و یکاری کردی ک از این به بعد راحت تر تهمت بزنن بهت 

خودتو تو دام بزرگتری انداختی 

خانوما تورو خدا واسه حل شدن مشکلاتم یه صلوات میشه بفرستید؟🥹
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز