اینجا چند شب پیش یکی تاپیک زده بود میگفت با عمه و عمو و ...خونه مادر بزرگم بودیم قرار بود همه شبو بخوابیم اونجا.همینکه قرار شد زنونه مردونه کنیم جای خواب رو زنداداشم گفت نمیمونم و اینا.منم گفتم چرا خوش میگذره که کلی زنونه حرف میزنیم و اینا اونم گفت جایی ب جز بغل شوهرم خوابم نمیبره🚶بعد این خواهر شوهره هم گفته باشه عیبی نداره شما برید.بعد عروسه به شوهرش میگه نه ما میریم خواهر و مادرت هم باید بیان اونا بمونن من دلم میمونه اینجا مگه چی میخوان بگن چقدر میخوان حرف بزنن در نبود من چی میخوان بگن مگه حرفشون تمومی نداره؟؟؟ما میریم اونا هم باید بیان نباید بمونن😐😐
بعد همه حقو به خواهر شوهره دادن گفتن وا چه پرو خب خودش دوس داره بغل شوهرش بخوابه از اون طرف دلشم میمونه تو جمع زنونه ی اینا به اینا هم نمیخواد خوش بگذره به زور اینارو هم میخواد ببره و برا بقیه تعیین تکلیف میکنه و...خوب خودت میخوای بری برو دیگه به بقیه چیکار داری و فلان.یهو یه دونه از اون مدافعای سر سخت عروسا اومد گفت عزیزم کارت درست نیست به این فکر کن چقدر عروستون دوستون داشته که دوس نداشته بدون اون اونجا بمونید🥴😐الان یهو یادم افتاد...