شوهرش به شدت به حرف مادره و خواهره و خاله های فضولش بود
یه بچه ننه ی واقعی هر چی اونا میگفتن هر تصمیمی اونا میگرفتن
الانم دخالتهاشون هست منتها یکی از خاله ها فوت کرد یه بازوشون بریده شده 😅
ولی چند ماه گریه کردن ناراحتی ارزششو داشت تا اینکه ۱۸ سال بجنگی با یه مشت گاو