امروز رفتیم برا دخترم خرید کنم کل پاساژو گشتم دست رو هر چی گذاشتم گفت زشته من نمیخام
فقط لباس عروس میخاست
با جنگ اعصاب و گریه و تهدید و بغض و ناراحتی و اعصاب خردی ی دس خریدم حتی نمیذاشت پرو کننم براش😑😑😑حالا اومدیم خونه دست ب پلاستیکش نزده منم باهاش قهرم
هر کدوم ی گوشه افتاددیم ب هم اخم کردیم