میگه تو و ملیحه(جاریم). غرغرو هستین. منظورش از غرغرای من درخواستای منه. من شاغلم . بیشترحقوقم تو زندگیمونه. گفتم خب من شاغلم. من غرغر نمیکنم. من با اون فرق دارم چون کار میکنم حق دارم درخواستای بیشتری داشته باشم. بهم گفت تو قدت کوتاهتره. تو رو به خاطر حقوقت گرفتم تو این کمبودتو با حقوقت جبران میکنی . تو برتری نسبت به ملیحه نداری. سر کوچکترین اشتباه بهم میگه نکبت. خواهرش زیاد تو زندگیم دخالت میکنه. گفتم خودت برو من نمیام خونه خواهرت منومحکم با مشتش زد.
چون بچه دارم فعلا وایسنادم ولی ازش تنفر دارم