به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
پدرومادر ساحل رسیدن آخربه همونجاکه ساحل زندانی بود، بلاخره پیداش کردن و بردنش بیمارستان آرامبخش واینازدن داشتن توماشین برمیکشتن خونه که ی موتوری اومدازکنار شیشه که ساحل بودشلیک کر به گردنش وکشتش😪