امشب تو جمع همش حواسش به زن مردم بود ک اون چی میگه همش نیشش تا بنا گوش باز بود تا اون زنه حرفیدمیزد بخدا وقتی من باهاش حرف میزدم انگار با دیوار بودم اهمیت نمیداد خیلی دلم گرفته دلم میخاد بمیرم از گریه
شوهر منم با وجود سربزیری ولی هر جا جاری کوچیکم باشه اینطور میشه اوایل میگفتم من حساسم و حسودی میکنم ولی دفعه پیش یه متلک از قصد بهش گفتم شوهر ما چنان شاکی شد بیا و ببین
در دفاع هم میفرمایند اون دختر ساده روستایی هست تو خودتو با اون مقایسه نکن