خیلی همو دوست داشتیم مادرش نذاشت وقتی از هم جدا شدیم تا چند وقت تو کما بودم انگار بعد سه چهار سال. طاقت یم روز قهر همو نداشتیم . ضربه روحی خیلی بدی بهم خورد . بعد که دیگه جواب تماسامو نداد اشکامو ندید دیگه ازش زده شدم که چطور تونست قید منا بزنع پس منم باید بزنم .وقتی فهمید عقد کردم در به در بود یع بار باهام حرف بزنه ازم حلالیت بگیره اون موقع من جوابشا نمیدادممم