نمیدونم چرا من؟له له میزنم برا بچه اما نمیشه هرروز خبر بارداری یکی از همسنامو میشنوم هرروز حسرت میخورم من حسادت میکنم خودخواهم نمیتونم ببینم اینو که من روز شماری میکنم برا بچه دار شدنم اما یه عده خیلی راحت باردار میشن دارم دق میکنم دلم خیلی کرفته دلم خیلی پره دوس دارم از شنیدن خبر بارداری همه خوشحال بشم اما طاقت شنیدنشو ندارم نمیتونم این حسمو کنترل کنم خیلی حالم بده خیلی
ی روزی تموم میشه این روزا ی روزی درست وقتی که فکرشو نمیکنی خدا ی فرشته کوچولو میزاره تو دامنت
یبار حامله شدم انقد خداروشکر نماز شکر خوندم انقد گریه کردیم با شوهرم اما هفته بعد رفتم سونو سقط شده بود دنیا رو سرم خراب شد.کارم شده بود گریه,😔بعد پنج سال خدا بهم بچه داد اما نذاشت بمونه😔