2777
2789
عنوان

من حسودم

| مشاهده متن کامل بحث + 356 بازدید | 39 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به همین امیده ک اروم میشم اما گاهی وقتا واقعا دلم میگیره میگم چرا من

طبیعیه عزیزم ما همه انسانیم و ضعیف منم خیلی وقتها از امتحانات الهی خسته میشم ولی بازم اول و آخر خدا حامی همه بنده هاشه

انشاالله خدا با عنایت اولاد صالح دلتو شاد کنه

دلم میخواد اینجوری فک کنم اما دست خودم نیست داغونم کرده

چون زیادی بهش فک میکنی ی هدف واسه زندگیت مشخص کن خودتو سرگرم کن اونوقت عادی میشه

از 96تو نی نی سایت پلاسم                                   türk kızı
به همین امیده ک اروم میشم اما گاهی وقتا واقعا دلم میگیره میگم چرا من

اسی یه چیزی بگم 

تا زمانی که حست به بقیه اینطوریه باردار نمیشی 

بیخیال بچه شو خوش بگذرون با شوهرت کیف کنین دنبال بچه نباش تا واقعا باردار شی درست زمانی که انتطارشو نداری

بچه عجیب ترین موجود دنیاست...می اید،مادرت میکند،عاشقت میکند،رنجی ابدی را دروجودت میکارد،تا اخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد  وتمام...! بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست، وقتی مادر میشوی رنجی ابدی سراغت می اید، رنجی نشات گرفته از عشق..،مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی،میخواهی بهترین هارا از ان او کنی،وقتی می خزد،چهاردست وپامیرود،راه میرود ومیدود،توفقط تماشایش میکنی وقلبت برایش تند میتپد..❤از دردش نفست میگیرد روحت از بیماری اش زخم میشود،مادر که میشوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود،مادر که میشوی کس دیگری میشوی کسی که وجودش پر از عشق وجنون ودیوانگی ست

و منی که با تمام وجودم نوشته هات رو درک میکنم. یادم نمیره روزی که خواهر شوهرم زنگ زد من باردارم و با ذوق واسم تعریف می‌کرد یادم نمیره اون از خوشحالی گریه میکرد و من از ناراحتی. یادم نمیره وقتی زندایی شوهرم باردار بود گفته بود به من نگن که یوقت حسرت نخورم. لعنتی چه روزای سختی بود پیر شدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792