من نمیدونم مامانم چرا اینطوری شده نمیشه باهاش حرف زد نمیزاره رژیم بکیرم چون هی میگیرم ول میکنم هر چی میشه داد میزنه تمام مسائل شخصی زندگیمو داد میزنه به همه میگه دسر داییم بعد وقت ها اومده همه مشکلاتو برداشته بهش گفته بهم میگه عقده ای چون فقط بهش گفتم میخوام رژیم بگیرم واقعا دیگه نمیسازم باهاش جفتمون دیگه به هم حس قبل رو نداریم کمکم کنید لطفا چون دیگه باهاش نمیتونم مامان بابام جدا شدن خیلی وقته بابام همیشه کنارمه اما الان که میدونه حالم بده یک زنگ نزده شیطونه میگم فرار کنم از خونه و خانواده برم ولی نمیدونم کجا اصن میخوام بمیرم چیکارررر کنم نمیدونممم
فکر میکنی اون بیرون اغوش پر مهر و محبت برات باز کردن؟
نه عزیزم، گرگ هایی هستن که کمین کردن برا امثال تو.
خدامیدونه فرار کنی چه بلایی سرت میاد که روزی صدبار ممکنه بگی کاش دادکشیدنای مامانم بود ولی تو دام یه عده ارازل و شیاد نمیفتادم.
اصلیترین نقش یک زن از نظر اسلام همین نقش خانهداری است منتها مهم این است که خانهداری به معنای خانهنشینی نیست. بعضی اینها را با هم اشتباه میکنند؛ وقتی میگوییم خانهداری، خیال میکنند میگوییم داخل خانه بنشینید، هیچ کار نکنید، هیچ وظیفهای انجام ندهید، تدریس نکنید، مجاهدت نکنید، کار اجتماعی نکنید، فعّالیّتهای سیاسی نکنید؛ معنای خانهداری این نیست. خانهداری یعنی خانه را داشته باشید؛ در کنار داشتن خانه، هر کار دیگری که از عهدهی شما برمیآید و میل به آن و شوق به آن را دارید میتوانید انجام بدهید؛ منتها همه در ذیل خانهداری است. دیدار رهبر انقلاب با اقشار مختلف بانوان. 14دی1401