بچه ها،خواهرم توی بیمارستانه،وضعش خیلی خرابه تومور مغزی داره . بچه هم نداره ۵۵ سالشه . خالا چون چند وقته مریضیه اونو دیدم اولا،دلّم میگم حتما منم مریضم باحالی که رفتم دکار و گفت مشکل روحی داری و دوما چون تودمم بچه ندارم نیگم نکنه منم مریض،بشم کی نباشه . الان،افسردگی شدید گرفتم و یه،وحشت،شدیدی توز بدنم هست و نمزتونگ بخوابم دایم دارم قرص نیخورم .