سلام خانمها من و شوهرم ده ساله ازدواج کردیم سینه های من کوچیکه شوهرم همیشه بهم میگه غذا بخور چاق شو سینه ات بزرگ شه من در حد توانم میخورم ولی دیگه زیادی هم نمیتونم بعضی وقتا بهم میگه سینه ات کوچیکه چند روز پیش مشهد مسافرت بودیم داشتیم خرید میکردیم بهم میگه سینه مانکن رو نگاه کن عجب سینه ایی هست شما برین من اینجا وایسم فقط سینشو ببینم من از حرفش خیلی ناراحت شدم بهش گفتم میگه مگه چی گفتم مانکن رو گفتم .
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
امضام خونده بشه🤌وقتی از یک فروشگاه بزرگ خرید میکنید، کمک میکنید یک نفر هفتمین ویلای خود را بسازد و دهمین ماشینش را بخرد؛ اما وقتی از بقالی محل یا یک مغازه ساده خرید کنید آن فرد میتواند برای فرزندش آن وسیلهای که نیاز دارد را بخرد ... حداقل چند قلم از خرید هاتون را مخصوص بقالی و مغازه های کوچک بذارید و همه مایحتاج خود را از فروشگاه های بزرگ نخرید و به اندازه خود کمی جلوی این سیستم سرمایه دار پرور تبعیض آمیز را بگیرید. و من یتوکل علی الله فهو حسبه✨