استارتر عزیزم من ازبیمارستان اومدم یه عروسک خوشگل برای دخترم گرفتم گفتم داداشی کادوآورده..
توبارداری خیلی آمادش کردم میگفتم داداشی دوست داره و..
وقتی به دنیااومد دخترموکامل آزادگذاشتم که بااسباب بازیاش سرگرم شه سخت نگرفتم که خونه روبهم نریز و..
جلو دخترم زیاد قوربون صدقه پسرم نرفتم وقتی دخترم خواب بود میچلوندمش🤣🤣
واینکه اززبون پسرم زیاد بادخترم حرف میزدم که مثلا آبجی من وقتی توشکم مامان بودم صدای شعرخوندتومیشنیدم میشه شعربخونی برام؟
یا مثلاآبجی میشه آرومتربازی کنی من بخوابم که زودبزرگ بشم بتونیم باهم بازی کنیم و
وتاوقتی دومی نوزادبود به پدرش میگفتم بیشتربه اولی توجه کنه که متوجه میشه..خداروشکر بحث حسادت پیش نیومد