اخرین بار که خونه بودم سه ماه ایی گذشته ، و نامزدم بعد ماه رمضون خدا بخواد بالاخره میرم سر خونه زندگیم، هر بار که قراره برم خونه یکم خستگی در کنم خانواده ام یه مصیبتی درست میکنن خسته شدم
روز بله برون پدرم هیچ حرفی از اینکه کجا ساکن بشیم نزد و وقتی همسرم شهر خودشونو گفت پدرم گفت زن خودته و خودت میدونی
(دو تا شهر جفت به هم تو شمالیم، بین مون بیست دقیقه نهایت نیم ساعت فاصله هست. )
الان که همسرم دیگه کم کم داره کارای خریدن خونه رو نهایی میکنه پدرم بازی دراورده که دخترم فقط باید تو شهر خودمون بمونه ...
منو همسرم تصمیم گرفتیم وسط دو تا خانواده از نظر مسافت خونه بگیریم که نه به کسی دور باشیم نه نزدیک
پدر و مادرم شرایطی رو دارن به وجود میارن، که باید بین اونها و همسرم انگار یکی و انتخاب کنم و برام خیلی سخت شده، اصن دلم نمیخاد برم خونه ، از طرفی خوابگاه عید تعطیله و نمیتونم بمونم ، چه خاکی تو سرم کنم ؟؟؟؟