2777
2789

اوایل دلم یه عشق واقعی میخواست عشقی که فقط من دیده بشم و مقایسه نشم. از بچگی همیشه دوس داشتم من از خواهرم هم بهتر باشم.یه روز سرکار نشسته بودم رو صندلیا.دلم گرفته بود.با یه صندلی فاصله، اون نشسته بود و یهو با پرسیدن سوال درسی، توجهمو جلب کرد. درست جواب میدادم ولی آخرش با لبخند گفتم من چیزی تو ذهنم نمونده نپرسین.فک نمیکردم روزی برسه برای این آدم ساعتها با دقت جلوی آینه بایستم و میکاپ کنم و تعریفشو بقیه بگن.لباسای قشنگی بپوشم که تعریفشو بقیه کنن.موهای لختمو ببینن و بگن قشنگه و نمیدونن بخاطرشه.همه از اخلاقم بگن و اون نبینه.یه روز بهش گفتم موهامو کوتاه کنم؟ گفت تا شونه هات.گفت شرابی قشنگه...گفت چکمه بپوشی خیلی بت میاد...گفت رنگ قرمز و آبی دوس دارم گفت چشمات قشنگه لباتم همینطور میگفت دستات چقد ظریفه تا اینکه....

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

ادامه اش عزیزم

تا اینکه یه یه روز پیج دوست دخترش اومد جلوم...دختری که تقریبا شباهت داشتیم به هم.ولی اون بعد از جدایی ازش به خودش میرسید و کلی عکس از خودش میذاشت...دقیقا چشماش قشنگ بود شایدم این نظر من بود...آبی میپوشید یه بار لباس قرمز و نوشته هایی که خودشو قوی نشون میداد اما من هیچوقت به خودم نمیرسیدم دختره موهاش تا سرشونش بود لخت بود دستای ظریف و لبای با فرم قشنگ...اتفاقا چکمه هم پاش بود...اون لحظه اشکام مهلت ندادن و با خودم گفتم میخواست شبیهش بشم؟ دیگه خودمو نمیشناختم نمیدونستم چرا به خودم میرسم چرا همش میرفتم چیزای قشنگ میخریدم و لذت نمیبردم حس میکردم دارم شبیه یه نفر دیگه میشم

تا اینکه یه یه روز پیج دوست دخترش اومد جلوم...دختری که تقریبا شباهت داشتیم به هم.ولی اون بعد از جدای ...

بعدش مریض شدم...ولی فقط دکتر میدونست بخاطر حال روحی بود...دکتر دائما میپرسید آیا کسی جدیدا شمارو ناراحت کرده...سرمو مینداختم پایین. حرفی نبود یا حتی اگر هم بود بهتر بود تو دل آدم دفن میشد.گذشت تا اینکه دختر هی استوری از خودش میگذاشت من خودمو باور نداشتم و دنبال خوشگلی بودم برام خوشگلی خیلی مهم بود.با هر بار دیدن استوریا دختره دل پیچه شدید و بغض داشتم و روحم ذره ذره از بین میرفت تا کم کم رو جسمم خودشو نشون داد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792