2777
2789
عنوان

خیانت

90 بازدید | 0 پست

سلام دوستان نمیدونم واقعا از کجا شروع کنم مادر من قبل ازدواج عاشق یه مردی بوده باهم دوست بودن یا نامزد کردن نمیدونم باهم در ارتباط بودن همه جا باهم میرفتن همه هم میدونستن انگار خانواده پسره قبول نمیکنن ازدواج کنن میگن آدم درستی نیست پسره با یه دختره دیگه ازدواج میکنه مادر من هم با پدرم ازدواج میکنه بعد از گذشت 30 سال هنوزم اون آقارو فراموش نکرده و هیچ علاقه ای به پدر من نداره دل به زندگی نمیده سر کوچیک ترین چیز بحث بزرگ راه میندازه خیلی غیر منطقی صحبت میکنه با جیغ داد میخواد حقو به خودش بده ادعا داره که خیلی منطقی زندگیرو زهر کرده با اینکارا من خودم چندبار شاهد خیانتاش بودم چتاشو با مردای دیگه دیدم هنوز دنبال اینه که به اون آقا برگرده با اینکه خودش تو جوونی هرجا دلش خواسته رفته با دوستاش مسافرت بیرون ولی مارو محدود میکرد نمیزاشت بریم من خودم بخاطر اینکار به اولین خواستگارم بدون هیچ اطلاعی جواب مثبت دادم و ازدواج بخاطر اینکه فرار کنم خواهر کوچیکم با اینکه 20 سالشه نمیزاره بیرون بره بخاطر اینکه مردم پشتت حرف در میارن نمیخوام خواهرم به سرنوشت من دچار شه و برای فرار از خونه خودش با هر آدم بی سر پایی ازدواج کنه من خودم متاسفانه زندگی خوبی ندارم نمیخوام خواهرمم زندگیش اینطور شه نمیدونم چیکار کنم خواهرم هر روز دعا میکنه مادرم خیانتاش لو بره و جدا شن حق داره دانشگاه قبول شد وکالت شیراز نزاشت بره مجبور شد درسشو ول کنه و خونه نشین بشه واقعا نمیدونم چیکار کنیممم توروخدا اگه کسی دیگرو دوست دارید تا طرف از دلتون نرفته ازدواج نکنید بچه هاتونو زندانی نکنید نزارید به عاقبت من دچار شن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز