برادرم یه همکار داشت همه چی تموم ، خونه ،ماشین، پول، شخصیت و.... میخواست منو با طرف اشنا کنه ولی طرف سریع رفت از تو روستا یه دختر ۱۵ سال از خودش بزرگ تر رو گرفت ، دختره نه دانشگاه رفته و نه موقعیت خوبی داره 😐😐😐😐😐😐 به هر کی هم بگی میگی در حد این پسر نیست ،واقعا به شانس اعتقاد پیدا کردم ، دیگه تو زندگیم نه دعا میکنم نه از خدا چیزی میخوام چون تا شانس نباشه هر چی دعا کنی بی فایده ست