به شدت مثل سگ خون خرده بعلهههه بعله بعله بعله و الان مثل سگ پشیمونم ک چرا خودنو رها کردم تو زندگی و ازدواج و احساسای بی ارزش و بی هدفیم منی ک واقعا مغزم کشش داشت واقعا درس نمیخوندم فقط شب امتحان میخوندم میرفتم میشدم ۱۷ ۱۸ خدا شاهده تو سال یه نگا نمیکردم درسامو ولی مغزشو داشتم منتهی بیشتر دنبال توهنات و خیال مردازی بودم و بخاطر مشکلات افسرده بودن ولی الان میگم کاش گور بابای همه جی میکردم ولی درسمو ادامه میدادم یا هن رشته بهتری میخوندم قبول بشم ولی افسوس من حتی کنکورمم درگیر احساسات خیالی خودم بودم بخاطر شکست عشقی توهم زده بودم حالا اصلا هیج ارتباطی هم نداشتم ها ببخشید ب معنای واقعی کلنه اون زمانا ک ۱۶ سالم بود ۰۰۰ خ ل بودم 😓