یکی تو بيست دو سالگى ازدواج ميكنه و ده سال بعد اولين بچه اشو مياره، اون يكى سى و يك سالگى ازدواج ميكنه و سال بعدش بچه مياره. يكى بيست و پنج سالگيش فارغ التحصيل ميشه و چهار سال بعد شغل پيدا ميكنه، اون يكى بيست و نه سالگى فارغ التحصيل ميشه و همون سال شغل پيدا ميكنه. يكى تو سى و پنج سالگى رئيس ميشه و سال بعدش ميميره، اون يكى تو پنجاه سالگى رئيس ميشه و نود سال عمر ميكنه. "تو نه از بقيه جلوترى نه عقب تر" "تو دارى تو زمان خودت زندگى ميكنى" پس آروم باش ، به خدا توكل كن و از زنذگيت لذت ببر و خودتو با احدى مقايسه نكن🥰
۳ نخر منم یک به زور رفت دستم بعدی رو ۲ گرفتم خیلی گشاد دیگه دوتاشونو در اوردم
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
برای من که بود شاید برای شما که سایز دستت فرق داشته باشه
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐