ببخشید دوستان من یه سوال داشتم. بعد یک سال میرم خونه پدرم ب شوهرم میگم کل خرید برای مامان و مادر بزرگ و داداش و آبجیم شده پونصد تومن میخام از دی حی کالا سفازش بدم میگ نه نمیخاد میریم شهرمون میخریم ( بریم شهرمون هم میگ یه شیرینی ببریم کافیه ) نمیزاره برم سرکار ک دستم تو جیب خودم باشه.. الان چیکار کنم به آجیم قول دادم براش کیف و شال بخرم
بی پناهی یعنی ، زیر آوار کسی بمانی ک، قرار بود، تکیه گاهت باشدد.....