سجاد دوست شوهرم قبل شوهرم ازم خاستگاری کرد شوهرمم تا فهمید زود اومد خاستگاری نزاشت اون بیاد بعد عقد این سجاد به شوهرم گفت بیا با سیم کارتت که پیدا کردی بریم مزاحم یه دختری بشیم بعدش رفتن زنگ زدن و مزاحم شدن بعد دیگ دختره شوهر منو ول نکرده همش زنگ و پیام که تو کی هستی شماره منو از کجا اوردی بعد که من پیشش بودم همش گوشیش زنگ میخورد همش پیام میومد منم میگفتم این کیه همش زنگ میزنه الکی میگفت دوستمه بدجوری شک افتاده بود به جونم یه شب مچشو گرفتم دختره پیام داده بود الووو چرا میری بخوابی
بعد به شوهرم گفتم گفت رفیقمه ولش کن نصف شب رفتم حسابی گوشیش و گشتم رفتم تلگرام دیدم دختره بهش زنگ زدم دیدم دختره بهش گفتم از دستت شکایت میکنم با شوهر من ریختی روهم بعد گفت من کسی و نمیشناسم و قطع کرد منم شمارش و تو گوشی شوهرم بلاک کردم فردا ک بیدار شد باهاش دعوا کردم گفتم این دختره که ب من دروغ گفتی گفت بخدا دوستم با خطی ک من پیدا کرده بودم مزاحمش شده این دیگ گیر داده بهم بعد منم بعد چند روز جنجال بیخیالش شدم بعد رفتم لیست پیام بلاک شده رو دیدم دختره کلی پیام فرستاده بود الووو کجایی چرا جواب نمیدی این بود میگفتی دوستدارم دیگ خدافظ تا ابد اینارو دیدم دوباره اتیش افتاد به جونم رفتم دعوا با شوهرم بعد گفت اون میدونه تو اینارو میبینی از قصد فرستاده بخدا من باهاش دوست نبودم اون میخواد مارو از هم جدا کنه و دختره هرزس اسمش دراومده من نمیرم با اون بنظرتون باهم دوست بودن؟؟؟