دوستم دیشب بهم پیامک داده که رفتم خونه اجیم بعد اجیم دکتر داشت کارمون طول کشید و خیلی زیاد خسته شده بودیم چون بچه ی کوچیک تو دست اجیم بود
گفته که یه ماشین شخصی گیر داده بود که هر جایی که میخوایین تا برسونمتون گفت منم که خیلی خسته شدم از بس داخل مطب نشستم گفتم اجی با همین بریم گفته وقتی سوار شدیم رفتیم در خونه اونجا پیاده شدیم پول بهش دادم نگرفت و اجیم هم بهش پول داده بود نگرفت حالا دوستم میگه از من خوشش می اومد اما نمی دونست چطور شماره بده
میگه وقتی رفتیم خونه و در حیاط رو بستیم بعد از ۳دقیقه اومد در زد دامادمون در رو براش باز کرد و به دامادمون گفته که اب میخوام بریزم داخل ماشینم
دوستم میگه خیلی ترسیدم که دامادمون متوجه بشه