دیگه تصمیم گرفتم دست خوبیم قطع کنم به هیچ کس خوبی کنم به هرکی خوبی کردم برام نموند
من زنداداشم بارداربود رفتم واسه زایمانش کل خونه اش روتمیز میکردم بعد زایمانش از مهمون هاش پذیرایی میکردم مادرشوهرم کمرشو عمل کرد رفتم یک ماه تمام ازش پرستاری مراقبت و مهمان داری کردم تازه بجه کوچک هم داشتم .و خواهرشوهرم اسباب کشی داشت میرفتم کمک میکردم ولی الان که ماه اخر بارداری هستم و یه بچه کلاس اولی دارم دردام شروع شده دریغ ازیه سرزدن خشک وخالی و یه همدلی کمک پیش کش همشون خودم دست تنها خونم روتمیز کردم از هیچ کس توقع کمک ندارم وای توقع همدلی چرا داشتم