شب خواب دوران سختی ک تو زندگیم داشتمو میدیدم بیدار شدم الانم خیلی مشکلات دارم اگه اینجا کسی هست بدون بچه جدا شده سر یکی دوماه زندگی نره با مرد بچه دار ازدواج کنه مثل من هم بچه هم مرده دقش بدن کوفت شده زندگیم حالم خوب نیست از بس بچه اش اذیتم کرد الان هشت سالشه بزرگ بشه چیکار میکنه من چقدر زحمت کشیدم براش اگه شرایطش بود با پسر چهار ساله خودم. میرفتم تنها زندگی میکردم دلم برای خودمو بچه ام میسوزه
یه صلوات برای آرامش و شاکر بودنم به همه چیزایی که هست و دیگه نمیشه تغییرش داد