سلام بچه ها چند روز پیش جلو شوهرم پیش مادرش خیلی ازش شکایت کردم شدیدددد گفتم اصلا به فکرخرج خونه نیست خیلی بیخیاله نه اجازه بیرون رفتن میده نه خودش میاره برا هر چیز کوچیک و بزرگی همش لنگم چیکار کنم یه ماهه یخچال خرابه مرغ نخوردیم خودم شیر میدم با این وضع بهش میگم برو درستش کن پ گوش میندازه با صدای بلند و بغض آلود خیلی حالش بد شد از اون شب درست باهام حرف نمیزنه همش شب ک میاد حرفای اجباری رو میزنه و بعدم میخوابه چیکار کنم حرف حق بخدا اما خیلی بد جور و شدید خجالت کشید جلو مامانش هر چی گفت این چیزا شخصیه نگو به کسی گفتم من هیچ چیز شخصی با تو ندارم چیکار کنم خیلی ناراحته چجوری از دلش در بیارم😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢