ببین منم چمدان بستم برم .بهت حق میدم ولی کرده بودن تو مغز پوکش زنت اجتماعی نیست فلانه.فکر کن من جاریم تو مهمانی جفت شوهرم مینشست لقمه دهنش میزاشت.با عشوه جلو چشم خودم با بهانه که کار خصوصی دارم میکشوندش تو یک اتاق درم میبستن.داداش جون بچه اشو دروغ قسم خورد چه قشقرقی به پا کرد تو مرد نیستی تو فلانی.و دعوا کرد زد بیرون از خونه پدریش.بعد مادر خودش دقیقا جون بچمو سر یک چی بی ارزش خورد باورت نمیشه لال هیچی نگفت وقتی اومدیم خونه زلزله به پا کردم گفت مادرم حالا یک حرفی زده.بعدش منم گفتم میرم سر کوچه پنج نفر ادم میارم وایمیسم هرکسی بالای بیست سال زن مرد پیر جوان میارم اگه هر پنج نفر گفتن بچع های جاریم ممکنه از تو باشه همه جا جار میزنم و تو باید ازمایش ژنتیک بیاری بچه جاریم از تو نیست و گمشی بیرون از زندگیم.گفت اینقدر بهم اعتماد نداری.گفتم گاو هستم.میزارم مردم قضاوت کنن خواستم برم از خیابون ادم پیدا کنم گفت نمیخواد خودمم اینجوری به جریان نگاه میکنم حق داری.بهش گفتم بی شرف خانواده ات بلایی سرم نیارن تو بگی پدرت پشتت نیست.تقصیر پدرته.عوضی مادر فلان تو که هر سگی باشی بچه های برادرت از خودت هم باشه.این بچه از توست من که ب خودم مطمعنم تو گوه میخوری چرا پشت این بچه ات نیستی.بهش گفته بودم چمدان ببندم برم تو جوب میخوابم ولی برنمیگردم.اخلاقمو میدونه.به خدا چمدان بستم مثل سگ ترسید درا روم قفل کرد.گفتم قفل کردی جونت در اد از اون در میرم که دیدم زرنگتره در حیاط خلوت رو قفل کرده.ببینی چطور میکوبسدم تو شیشه ها فحش پدر مادرشو میدادم گفتم این همه سال فحاشی نکردم فکر کردی زبون ندارم
مادر جن ده.ات .دست به یکی با زن داداشت میخوابیدی هیچی نگفتم توله هم پس انداختی خرم نمیدونم .یکم به خودش اومد.دیگه جلو برادر شوهرم رید به سر تا پاشون تا گفت داداشی گفت هان الان شدم داداشی وقتی شوهرت نیست من جیگرت نفست بودم الان شدم داداشی فکر میکنی نمیدونم کرم داری کرمکی.به مادرش گفت تک تک فامیلات آبرو شو میبرم منظورش دختر خاله هاس شوهرم بود.کلا فکر نکن شوهر من از شکم گثیف مادرش اومد بیرون عاقل بود.نه زن هایی گه شوهر عاقل دارن پدرشون در اومده.من تو زندگیم فقط یک مرد عاقل دیدم خودش عاقل بود.وگرنه همخ مردا برای خانواده اشون کودن هستن برای زنشون میرسه پروفسورا دارن.ببین من سه ساله شوهرم کف پامو میبوسه غلام حلقه ب گوشه.چون شناختشون.بهم میگه زن ها همشون ذات کثیف دارن تورو از دست بدم یک زنی مثل مادرم گیرم بیاد عذب میمونم من حمالتم به عنوان حمال منو بخواه.به خدا میپره پامو میبوسه بهش میگم زمانو اعصاب خوردیا برگردون تا من کف پا مادرتو خودت و جاریم میبوسم ولی اون همه افتضاحات برگردون.میخوام بگم فکر نکن فقط خودتی داری میجنگی .بجنگ تا پیروز بشی.الان شوهرم بهترین مرد دنیاست اینجور بهت بگم.ولی واقعا برام بی ارزشی پشت و پناه ندارم.الان دیوانه وار عاشقمه ولی برام پشیزی نمیرزه.ولی دیگه میگذرونم خودشم میدونه.همه میگن وای خوش به حالش میگن من دعا خورش کردم جاریم مادر شوهرم هرجا گفتن من دعا میریزم به حلق شوهرم.یا مادر شوهرم میگه از وقتی این عروس اومد زندگیا ما زندگی نشد!!شوهرم مادرشو فتنه نشون داد.و صد بار گفته همه جا من اشتباه کردم پشت زنم نگرفتم به خاطر این عوصیا تا عمر دارم روسیاه زنم هستم