بی دلیل دل تنگم...
روز و شبام با یه غم و حسرت عجیب توی دلم میگذره....
دوستام.. خانوادم... با همه وقت میگذرونم ولی انگار خیلی وقته مُردم.. زندگیم زیادی خالیه، ناشکر نیستم و شکرگزار خدا هستم بابت هر چی که دارم ولی...... زیادی خستم.. حس میکنم پیر شدم و هیچ هیجانی مثل همسنام ندارم، همسن و سالام و حتی دوستان هر روز تو کافه ها و بیرون دور خرید و خوش گذرونی ان ولی من... خیلی با این جهان حس میکنم فاصله دارم