فرض کن من میخوام براشون کاری کنم
به خدا خانواده هاشون زنده نمیزارن منو
مخصوصا که اینجا غریبم و تازه از مهر اومدم این شهر
حالا به خدا انقدر باهاشون حرف میزنم،درسم همیشه عقبه مدیر همش تذکر میده میگم اشکال نداره اینا که درس نمیخونن بزار حداقل اگاهشون کنم
چند روز پیش یکیشون میگفت خانم حرفایی که میزنین خیلی خوبه خیلی ذهنمون باز شده خیلی فکرمون عوض شده
انقدر ذوق کردم انقدر خوشحال شدم
گفتم حالا حقوقم حلاله