سلامم بچه ها ما سه ساله ازدواج کردیم ازدواجمون بدون هیچ مخالفتی فامیلیم از رو عشقم بود (میگم که بدونید هیچ مخالفی نبوده ) تو این سه سال از وقتی اومدیم سرخونه زندگیمون همه چی یه جوری بود همش یا خواب بودیم یا حالمون بد بود اصن برعکس من داشتم به همسرم سرد میشدم چند روز پیش داشتم خونه رو تمیز میکردم یهو اومدم بسته ی ماسکو بذارم کشو جاکفشی اومدم مرتب کنم دیدم لا به لای رسیدای ساختمون یه کاغذه باز کردم دیدم یه دعاست....