دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐
ما افسرده نیستیم،در جهانِ تهی از معنایِ امروز، ما فرسودهایم! زیر بارِ روزمرگیها...در جهانی که ما کار میکنیم که غذا بخوریم و هیچ معنایی درش نیست ؛ ما عملا هر روز داریم به بخشی مهم از وجودمون بیاعتنایی و توهین میکنیم. ما جسمهایِ چاقیم و روحهای لاغر. روحهایی که مدتهاست تغذیه نشده، مدتهاست لذت نبرده، کیف نکرده، حظ نکرده......
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐