2777
2789

سلام، من نگینم 16 سالمه یک سال عقد بودم چهار پنج ماهیم هست که سر زندگیمم، لطفا نگید چرا توی سن کم ازدواج کردی و اینا،ناراضی نیستم اصلا، شوهرم خیلی منو دوست داره منم همینطور، همیشه طرفداریم کرده و پشتم بوده، اما اینجوریه که مامانش یه ذره بیشتر بهش خوبی کنه دیگه هر روز میره خونشون و برعکس اگه من بیشتر خوبی کنم طرف منه، هفته پیش با دوتا از خاله هلش و مامان و خواهر برادرش رفتیم مسافرت باباش نیومد، مامانش اینارو با ماشین خودمون بردیم، از لحظه ای که سوار ماشین شدیم غر غرای مامانش شروع شد، اخه اینجوریه که 40 سالشه اما حتی یک بارم مسافرت نرفته اولین بارش بوده، بعد مثل این ندید بدیدا رفتار میکرد همش دعوا راه مینداخت همش حرص غذا و جای خواب میخورد، همیشه شوهرم جایی میریم غذا درست میکنه میگه تو راحت بشین بعد این خانومم حسودیش میشد همش دعوا راه مینداخت که چرا کمک نمیدی شوهرمم گفت اگه بخوای بهش گیر بدی منم بلدم چکار کنم تو لجبازی من لجباز ترم، بعد غذا که اماده میشد خودش میرفت کنار مینشست میگف کسی با این سیر نمیشه از اول سفر تا اخرش هر موقع میخواستیم غذا بخوریم برنامش همین بود اخرشم اضاف میومد میریختیم دور همش منو ضایع میکرد جلو جمع 😒اشپزیش خیلی افتضاحه، بعد ناهار همه غذا سفارش دادن چلو کباب این گیر داد که خودم غذا درست میکنم کلی حرف زشت هم به شوهرم داد شوهرمم گفت هرکاری میخوای بکن، وای اقا موقع ناهار شد سفره رو انداختیم همه توی ظرف تمیز مرتب باورتون نمیشه بخدا برنج درست کرده بود برنج خالی بدون هیچی ابکشش نکرده بود لامصب با همون اباش ریخت توی بشقاب گذاشت جلومون خداشاهده شوهرمم کاراش میزدی خونش درنمیومد😑دیگه خاله هاش دیدن اوضاع خرابه از غذاهای خودشون به ماهم دادن، بعد اصلا مادر شوهرمم به روی خودش نیاورد اصلا تازه اصرار هم میکرد که بخورین، بعد دیگه ما کلا چهار روز اونجا بودیم زهرمون شد همش دعوا همش فحش همش تحقیر، بعد داشتیم برمیگشتیم خونه شوهرم گفت این دیگه اخرین سفر بود اخرین دیدار مونم هست یهو مادرشوهرم داد زد که گوه میخوری اخرین سفرمون باشه باید عید هم بیاریمون باید ببریم مشهد شیراز بندر ما هنوز خیلی جاها داریم که بریم غلط میکنی زنت ببری من نبری، بعد یهو زد زیر خنده شروع کرد اهنگ خوندن و دست زدن ، بخدا اصلا تعادل روانی نداره، دیگه تا خونه بخدا انقد با شوهرم خوب حرف زد با من خوب حرف زد🤣🤣که شوهرم دفعه های بعدم بیارتش

بعدشم فرداش زنگ زد به شوهرم که دستت درد نکنه خیلی خوش گذشت ایشالاا بازهم بریم شوهرمم گفت انشالله

حس میکنم وقتی مادرش زبون خوش بگیره شوهرم نرم میشه🥺😒دوست دارم فقط ماله من باشه شوهرمم😒همه جا باهم بریم البته مسافرت دوتایی زیاد رفتیم اما دوست ندارم بازم مثل هفته پیش مامانش هم بیاد زهرمون کنه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

این یه موجود کشف نشده اس سعی کن مسافرت نری باهاش حتی اگه شده کلا کنسل کنی برنامت یا وقتی از شهر دور شدین اونوقت بگو که رفتیم سفر 

گاهی در زندگی با آدم هایی رو به رو می‌شویم که از خود میپرسیم اینها تا به حال کجا بوده اند؟؟؟ 🤔 🤔 🤔 🤔 🤔 🤔 چرا همانجا نمانده اند؟ 😶😶😶😶😶

سیاست یعنی دورویی سعی کن یادبگیری چجوری باهاشون بسازی چون سیاست داشتن اصلا خوب نیست

کسی که بهشت رابرزمین نیافته است،آن را درآسمان نیزنخواهدیافت،خانه ی خدا نزدیک ماست وتنهااثاث آن،عشق است بسترعشق به خدا خدمت به مخلوقش هست.

تا اینجا هم الحمدالله شوهرت به حرف تو عه پیش تو به مادرش بد میگه

والا ۱ ساله ازدواج کردی اینه

من ۳ سال اول ازدواج میگفتم بالا مش مامانت ابروعه باهام دعوا می‌کرد هنوزم همینه

عزیزان میشه برای حاجت دلم دعا کنین صلوات بفرستین؟انشاالله خدا حق رو به حق دار برسونه❤️ از اون دعاهایی که از ته دله میخوام. که محتاجم❤️🤣سلامتی سه کس: غلام و مینا و اقدس🤣✨️کآر‌ِمن‌عِشق‌َست‌ُو‌کآر‌ِچشم‌ِتوُخانه‌ِخَرابي‌ست✨️💕صلوات برای امام زمانم💕🌿میشه برای پدرم فاتحه بخونین 🌿            ⭐️بزرگترین توهین به یک انسان انکار رنج اوست⭐️ 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز