ما خیلی با هم قهر و دعوا داشتیم ولی این اواخری بهتر شد زندگیمون ،اخلاقش بیشتر تو دستم اومد
تو دعواها تهش میگف بیا جدا شیم این زندگی نمیشه
حالام یه هفته باهام قهر بود سره یه موضوعی که خوب جوابشو ندادم
امشبم گف ازت بدم میاد و کلی باهاش حرف زدم ولی انگار حالیش نبود و گف هیچی مهم نیس برام تو این زندگی و ...
دلم گرفته چاره ای به ذهنم نرسید جز اینکه ازش جدا خوابیدم ...حس میکنم زندگیم تموم شده