کم اوردم خیلی زیااااد
با شوهرم خیلیییی بحثداریم بیشتر سر خانوادش بوده و هست
ساعت۷ صبح میره سرکار ۷ شب میاد
یبار فقط اگه قهر نباشیم تلفنی حرف میزنیم
شپهرم امروز اصلا زنگ نزد
منم نمیزنم چون همیشه یجوری جوابمو میده ک انگار بزور جوابمو میده چند سال زنگ زدم همینجور بود چند ماه دیش بهش گفتم دیگ زنگ نمیزنم چون مثل مزاحم حوابمو میدی
اونم کفت اوکی نزن .
امروز زنگش زدم بگم گوجه بهر جواب نداد اشغالش کرد
پیام دادم جواب نداد منم دیگ نزدم
بعد هفت شب زنگ زده میخوام برم با رفیقم چایخونه
گفتم جواب نمیدی الان میگی میخوای بری با دوستات قلیونی؟
بیا خونه یسر من تک پ تنها تو خونه لباساتا عوض کن ناهارتو بخور یذره بشین بعد برو لااقل
یهو داد زد بااااشه حالا باش میگم نمیام و قطع کرد
نشستم اینقدر گریه کردم صبح تا شب خونم ی زنگ رو زیاد میبینه برام اومد خونه غذا بردم سفره انداختم
بعد داد میزنه چرا قاشق اینجوری میندازی توسفره مگه واس سگ غذا میاری