مگه میشه!؟ مامان منم میگفت قدیم وقتی بچه ها به دنیا می اومدند یه نفر وارد دستش رو میکرد دهان بچه تا شیر راحت بخوره، عمه ام میخواست برا دختر منم بکنه من نذاشتم، گفتم چیزیش میشه و علمی نیست! آقا دختر من بعد واکسن دوماهگی نه سینه گرفت نه شیشه، البته قبل اونم ناجور میخورد! پدرم در اومد ساعتها گشنه میموند، بردم دکتر گوارش و گفتار درمانی گفتند ریفلاکس پنهان و دیسفاژی خفیف داره، به زور و مصیبت هر چند ساعت یه بار می خوابوندم و تو خواب با مصیبت بهش شیر میدادم شیشه رو نزدیک ۱۰،۱۵ بار مینداخت بیرون، مگر کسی جرات داشت بیاد زنگ در رو بزنه که مبادا من در حال شیر دادن باشم و دخترم از خواب بپره و دیگه نخوره، یه مدت قرص خورد، و بعد یکسالگی خوب شد ، الانم عدا رو تو دهانش نگه میداره و نمیجوه! نمیدونم این چه مدل امتحانی بود که خدا سر من پیاده کرد! من به شدت مضطرب و عصبی و افسرده شده بودم! فقط گریه میکردم، چون واقعا نمیخورد، در بیداری با قطره چکان بزرگ سه سیسی یا اگر تونست ۵ سی سی بهش شیر بده، حجم شیر زیاد نباشه در یه وعده بیش از ۶۰،۷۰ سی سی بهش شیر نده، بعد شیردهی تا ۲۰ مینی ایستاده یا بصورت نشسته در بعلت نگه دار، موقع خواب زیر سرش شیبدار و ترجیحا به پهلوی چپ بخوابه، و اطرافش بالش بدار تا به صورت بر نگرده، و عدای کمکی رو بعد از چهار ماهگی آرام آرام شروع کن چون شیر ی که در معده با اسید ترکیب شده میاد بالا و مری و حلق رو میسوزونه و بچه ادیت میشه و نمیتونه بخوره، غذاخور که بشه و بشینه خوب میشه، اگر شیر خشک میدی آنتی ریفلاکس بدهم مثلا ببلاک ای ار، یا اپتامیل ای ار