چرا حرصم رو درآورد
من امروز یکم خوب نیستم روحی
قرار هم نبود امروز بریم بیرون صبح گفت تا ظهر کار دارم فقط بعدش میریم
منم بهش گفتم تو نگفتی من برنامه گذاشتم برم خونه دختر خالم اگر کاری نداشت
گفت خب باشه یا باهم میریم
یا دوستانه
رفت بیرون قرار شد من نیم ساعت دیگه خبرش کنم
۲۰ دقیقه بعد زنگ زدم بهش میگم برنامه ام کنسله
میگه من زنگ زدم دوستام یکیش هست یکیش هم تا ظهر خبر میده
شنبه آینده بیکارم از صبح باهام میریم بیرون
بهش میگم من الان خونه تنها میمونم
میگه میام میبرمت خونه مامانت گفتم نمیخوام اونا خودشون میخوان برن بیرون
بهش گفتم قرار بود من نیم ساعت دیگه خبر بدم تو نباید زودتر زنگ میزدی میگه من قطعی بهشون نگفتم
گفتم باشه من اصلا خونه میمونم و گرم خداحافظی نکردم و قطع کردم
اصلا چیکار کنم حرصم بخوابه
بخدا خیلی عصبانیم خیلی