اگر روزی ازم بپرسن چه آدمایی رو بیشتر دوس داری، میگم اونهایی که توی زندگی بیشتر از همه رنج کشیدن. رنج! نه به منزله غم. که غم هم میتونه شکلی از رنج باشه. رنجی که به معنی رشد و رسیدن به نورِ امید وسط تاریک ترین روزهای زندگیشون باشه. اون آدمها شاید زیاد کتاب نخونده باشن. شاید سواد زیادی نداشته باشن. شاید پولدار نباشن. ولی عمیقن. انسان های عمیق رو دوس دارم. اینکه حتی با سکوتشون هم حرف های زیادی دارن. اگه یه روزی ازم بپرسن چه آدمایی رو بیشتر دوس داری، میگم اون آدمایی که با رنج قد کشیدن ...
اگه در رفته باید بری دکتر.اونم برو قسمته شکسته بندی بیمارستان.نده دکتر باهاش ور بره جا نمیوفته و داغون میشی.ولی اگه کوفته شده راستی من همینطور شد پام یهو پیچ خوردددد اینقدر درد میکرد نمیتونستم رو زمین بزارمش.چسب آتیشی زدم یک حوله دورش پیچیدم بعد یک پتو بچه ضخیم دورش تاب دادم بعد یک پتو دو نفره ضخیم انداختم روش تا شب بعد شب شد هم همونطوری خوابیدم صبح بیدار شدم اصلا درد نداشتم انگار پای من نبود پیچ خورده بود.سه روز درد کشیدم روز به روز هم بدتر میشد